نیرنگستان/خزندگان و گزندگان

خزندگان و گزندگان

 

خون قورباغه و مارمورک شوم است.

شب اسم حشرات و جانوران موذی را نباید آورد چون ممکن است پیدا بشوند.

اگر جانوری را شب بکشند باید بگویند «جفتت در بغداد» یا بگویند «با جفتش» تا جفت او پیدا نشود.

هر زنبور سرخی را بکشند در آن دنیا یک خرما پاداش دارد.

رتیل کسی را بزند جفت او میرود بالای در خانه انتظار می‌کشد تا وقتیکه نعش آنکس را از در بیرون میبرند خودش را روی تابوت بیندازد.

زنبور سرخ کافر است تنها شاه زنبوران یعسوب نام داشت پیش امیرالمؤمنین علی ایمان آورده بود و از آنجهت است که امیرالمؤمنین را امیر نحل و یعسوب‌الدین گویند خاقانی میگوید:

باول نفس چون زنبور کافر داشتم لیکن،

به آخر یافتم چون شاه زنبوران مسلمانش

برای جلوگیری از ساس هرگاه یکی از آنها را بگیرند بسوزانند باقی ساسها میترسند و فرار میکند.

از سن پرسیدند خانه ات کجاست گفت: کلبه خرابه بهنام سوخته[۱].

آدم که شپش بخورد میمون میشود.

جلو مار و هزارپا و چلپاسه دهن را نباید باز کرد چون هرگاه دندانهای آدم را بشمرند آنشخص خواهد مرد.

افعی را با دست چپ بگیرند نمیزند.

وقت تحویل نوروز خرخاکی در دست بگیرند خوشآیند است.

کسیکه شپشه بگیرد برایش آمد و نیامد دارد.

هر کس شپش ندارد مسلمان نیست[۲].

اگر دو آجر آب ندیده را در جای نمناک روی هم بگذارند از آن عقرب تولید میشود.

عنکبوت جلو هر کس بیاید پولدار میشود.

کاردونک که در اطاق باشد نباید کشت.

سالی که مگس و گنجشک زیاد باشد در آنسال ناخوشی نمی‌آید.

عقرب را له بکنند بگذارند، جای نیشش زخم را خوب میکند[۳].

یک وجب از سر مار و یک وجب از دم مار بزنند و میانش را پخته بخورند برای قوت کمر خوبست و زهر مار به آنکس کارگر نمیشود.

برای آنکه مار و عقرب و رتیل را دور کنند این افسون را بلند میخوانند:

  اعوذ برب السها والسهیه من شر کل عقرب و رتیلا وحیة  
  شجاً شجاً قرنیاً قرنیاً یا نوح  

و سه بار دو دست را محکم بهم میزنند و معتقدند که تا هر جا صدای دست برود مار و عقرب از آنجا نمی توانند بگذرند[۴].

یک بال مگس درد است و یکیش شفا، وقتیکه در خوراک میافتد بال شفا را بالا میگیرد باید بال شفا را نیز در آن غذا فرو ببرند و بعد غذا را بخورند ضرری نبینند[۵].

هر کس قورباغه را بکشد دستش بی‌نمک میشود یعنی هر خوبی که دربارهٔ کسی بکند از او قدردانی نمیشود.

مار که دنبال کسی بکند باید آنکس از هفت جوی آب بگذرد.

مار سفید صاحبخانه است نباید کشت.

در بختیاری مار را نمیکشند میگویند که از درویش اجازه نداریم.

زنبور را بخواهند از اطاق بیرون بکنند بگویند: سیر و سرکه.

سیرسیرک که بیاید هوا گرم میشود.

خرچنگ هرکس را بگیرد ول نمیکند تا اینکه خر مصری عرعر بکند و یا خر سیاهی را بالای بام بکنند تا عرعر بکند.

گوش کرکنک (سوسک کوچکی که زیر پوست درخت چنار است) اگر کسی خوابیده باشد و برود در گوشش کر میشود.

لاک پشت - ابراهیم را دشمنانش وعده گرفتند و لای پلو سگ گذاشتند، ابراهیم که از در وارد میشود میگوید: چخه! و سگ لای پلو زنده شده فرار میکند. صاحبخانه از زور خجالت میرود خودش را زیر لاوک پنهان میکند، وقتیکه میروند او را پیدا کنند لاوک به پشت او چسبیده بوده.

روایت دیگر - لاک‌پشت پیرزن بوده لاوک نان روی پشتش بوده و در آن چند خمیر نان چونه گرفته وجود داشته.

بچهٔ یتیمی از او نان میخواهد و او نمیدهد و لاوک به پشتش می چسبد.

خدا خواست صبر بنده‌هایش را امتحان بکند جفت لاک‌پشت را کشت و لاک‌پشت آنقدر گریه کرد تا مرد. بعد جفت یک پیرزن را هم کشت آن پیرزن گریه کرد و بعد یادش رفت. از اینجهت خدا عمر لاک‌پشت را هزار سال کرد و آدمها را زود کشت.


  1. قریه‌ای است در ورامین که سن زیاد دارد.
  2. بعضیها گمان کرده‌اند که شپش تنها جانوری است که در اسلام دارای اهمیت و احترام است زیرا در روز عید قربان در مکه حاجیها هر شیشی که بکشند باید به خونبهای آن یک گوسفند در راه خدا سر ببرند ولی این کار فلسفه دیگر دارد و آن این است که نباید کثیف بود وگرنه در خانه خدا جریمه خواهند شد یا چیزی بهمین مضمون.
  3. «هرکه عقرب او را بزند اگر عقرب را بکشد و بر جای لسع او نهد الم ساکن شود. عجایب المخلوقات.
  4.   بستم دم مار و نیش عقرب نیش و دمشان بیکدگر پیوستم  
      بر نوح نبی سلام کردم رستم شجاً قرنیاً قرنیاً قرنی  

    «خواجه عبدالله انصاری»


    ««۳» پس فریضه است سروش یشت برخواندن تا (آن) شب از همه آفتها ایمن باشد و خرفستر و مار و کژدم بر وی گزندی نتواند کردن «۴» سروش یشت بخوانند باد بدان خانه دمد شب در آن خانه از دزدان و بدان و دیوان چیزی بد نتوانند کردن «۵» سروش تا آن روز آن خانه نگاه میدارد.» صددر بند هش ص ۱۳۱.

  5. خبر: «اذا دفع الذباب فی‌الطعام فامقلوه فان فی احد جناحیه سماً و فی الآخر الشفاء و انه یقدم السم و یؤخر الشفاء.»