کلیات سعدی/مواعظ/مقدمه

بنام خداوند بخشندهٔ مهربان

خوانندگان محترم بخاطر دارند که چهار سال پیش ازین ما بطبع آثار شیخ اجل شیراز بروشی تازه دست بردیم و از کتاب گلستان شروع کرده سپس ببوستان پرداختیم و قسمت اعظم غزلیات شیخ را در جلد سوم قرار دادیم و اینک بقیهٔ آثار آن بزرگوار را از قصائد و غزلیات اخلاقی و قطعات و رباعیات و نثریات و غیرها در این مجلد چهارم جمع کرده این مجموعه را بپایان میرسانیم و برای مزید استحضار خاطر خوانندگان می‌گوئیم:

***

کلیات شیخ سعدی مطابق نسخه‌های چاپی مشتمل بر بیست و دو یا سه کتاب و رساله است.

آنچه پیش از گلستان درج شده شش رساله است از اینقرار:

۱– تقریر دیباچه. ۲– مجالس پنجگانه. ۳– کتاب نصیحةالملوک. ۴– سؤال صاحبدیوان. ۵– رسالهٔ عقل و عشق. ۶– تقریرات ثلاثه (حکایت اباقا، رسالۀ انکیانو، رسالهٔ شمس‌الدین تازیکو).

و کتابهای دیگر از گلستان ببعد از اینقرار:

۱– گلستان۰ ۲– بوستان. ۳– قصائد فارسی و مراثی. ۴– قصائد عربی. ۵– ملمعات و مثلثات. ۶– ترجیعات. ۷– طیبات ۵– بدایع. ۹– خواتیم. ۱۰– غزلیات قدیم. ۱۱– صاحبیه. ۱۲– مقطعات. ۱۳– رباعیات. ۱۴– مفردات. ۱۵– هزلیات. ۱۶– خبیثات.

هرچند نسخه‌های بسیار قدیم که اساس کار ما در چاپ و تصحیح کلیات بود هیچیک تمام و منظم نیست ولی از مطالعهٔ مجموع آنها چنین استنباط میشود که طرز تنظیم و از پی هم در آمدن کتابهای کلیات از آغاز بترتیبی بوده که در نسخه‌های چاپی مشاهده میشود. ولی اگر ترتیب تنظیم غزلها و قطعات و رباعیات را در نظر بگیریم آمیختگی زیادست و نسخه‌های قدیم و چاپی اختلاف بسیار دارد.

چنانکه در مقدمهٔ منسوب به علی‌بن احمدبن ابی‌بکر بیستون ذکر شده وی در ظرف هفت سال دو مرتبه غزلهای شیخ را ترتیب داده است و ازین عبارت که میگوید: «جمع آورندهٔ دیوان شیخ رحمةالله علیه در اصل وضع بنیاد بر بیست و دو کتاب و رساله کرده بود» مستفاد میشود که بیستون با اینکه سی و چهار سال بعد از شیخ در شیراز میزیسته ظاهراً نسخه‌ای که خود شیخ ترتیب داده باشد در دست نداشته و این کاریست که «جامع دیوان شیخ» یعنی دیگران کرده‌اند، و بعد هم گذشته از اینکه غزلهای هر کتاب را برای اینکه بترتیب حروف تهجی بنا نهاده شود جابجا کرده اند. بسیاری از غزلها از کتابی بکتابی نقل شده است.

ما این نکات را در مقدمهٔ کتاب غزلیات گوشزد کرده‌ایم و در اینجا مقصود اینست که غیر از غزلیات در بارهٔ آثار دیگر شیخ هم از ترجیعات و رباعیات و قطعات همین تصرفات را روا داشته‌اند که ما با توجه بنسخه‌های قدیم باین تصرفات اشاره می‌کنیم.

در نسخ قدیم ترتیب بندهای ترجیعات با نسخ چاپی مطابق نیست و ما غزلهای ترجیعات را همچنانکه در نسخه‌های قدیم مرتب شده بچاپ رساندیم.

ملمعات در قسمت شده آنچه غزلست در ضمن غزلها آمده و آنچه ابیات آن بیش از حد غزل و یا در نصیحت است پس از قصائد عربی آمده و مثلثات هم از آنجمله بشمار است ما هم تقریباً این ترتیب را رعایت کردیم.

رباعیات شیخ بعضی در اخلاق و یا در واقعه است و این رباعی ها در نسخه‌های قدیم جزو قطعات کتابت یافته و آنچه در مغازله است جداگانه بنام «رباعیات» خوانده شده و ترتیب آن هم بحروف تهجی نیست. ما رباعیات عشقی و اخلاقی را از هم جدا ساختیم و مانند غزلها بترتیب حروف تهجی در آوریم.

در نسخه‌های قدیم هم مانند بعضی از نسخ چاپی قسمتی از قطعات را «صاحبیه» و قسمتی را «مقطعات» خوانده‌اند ولی این قطعات که بدو نام نامیده شده مخلوط است و ترتیب آنها هم یکسان نیست. ما این قطعات را بترتیب حروف هجا تنظیم کردیم و چون از کلمهٔ «صاحبیه» مستفاد میشود که بعضی ازین قطعات در ستایش و دربارهٔ ساحبدیوان بوده در ذیل صفحات اشاره کردیم.

در پایان قطعات بعضی حکایات و مثنویها است که در نسخه‌ها ثبت شده ولی عنوان جداگانه ندارد ما نیز بپیروی نسخه‌ها این مثنویها را پس از پایان قطعات آوردیم، و چون ابیاتی از بوستان بشکل قطعهٔ جداگانه در میان آنها بود چاپ مجدد آن‌ها را لازم ندانستیم و این نکته را نیز بگوئیم که در ضمن مقطعات هم بعضی از قطعات گلستان آمده بود که تکرار آنها را بیهوده انگاشتیم مگر آنجا که شعر با تغییر نقل شده بود که در ذیل صفحه اشاره کرده‌ایم.

مفردات را نیز که در اخلاق یا مغازله بود از هم جدا کردیم و بترتیب حروف تهجی مرتب ساختیم (چنانکه در کلیات چاپی هم شده بود).

***

باری چنانکه در مقدمهٔ غزلیات گفته شده ما کلیهٔ آثار شیخ را (غیر از بوستان و گلستان) در دو جلد فراهم آوردیم:

جلد اول آنچه در مغازله و معاشقه است از غزل و قطعه و رباعی و غیره که بنام «غزلیات سعدی» انتشار یافته و این کتاب مشتمل است بر طیبات، بدایع، خواتیم، غزلیات قدیم (غزلهائی که در ستایش یا موعظه است از میان آنها کشیده شده)، ترجیعات، قطعات، رباعیات مفردات که در مغازله و معاشقه است.

جلد دوم آنچه در ستایش و در اخلاق و پند و موعظه و یا واقعه است که بنام «مواعظ سعدی» خوانده میشود و این کتاب مشتمل است بر دو قسمت:

قسمت اول – قصاید فارسی و مراثی (غزلهائی که در ستایش بوده در ضمن قصاید گنجانده شده) قصائد عربی و مثلثات، غزلهای عرفانی و اخلاقی (این غزلها از طیبات و بدایع و خواتیم و غزلیات قدیم گرفته شده است)، قطعات (صاحبیه و مقطعات)، رباعیات، و مفردات که در پند و موعظه است.

قسمت دوم – رسائل شش گانه که در کلیاتهای چاپی قبل از گلستان درآمده است.

در باب این رسائل نظر خود را اجمالاً در فهرستی که بر آن قرار داده‌ایم گفته‌ایم و تکرار میکنیم که این مجموعه را بچهار بخش میتوان کرد:

۱– آنچه بیقین میتوان گفت بقلم شیخ است و آن کتاب نصیحةالملوک است و رسالهٔ عقل و عشق و رسالهٔ انکیانو، کتاب نصیحةالملوک و رسالهٔ انکیانو بیک روش است و معلوم میشود که شیخ خواسته نکاتی را که مخصوصاً در بوستان بشعر فرموده با زبانی ساده‌تر برای امرای ترک زبان بگوید.

رسالهٔ عقل و عشق هم در پاسخ سؤال منظوم یکی از دانشمندان معاصر سعدی بنام سعدالدین النظریست[۱] و بهمین مناسبت در نسخهٔ نفیس آقای دانش خراسانی که آن را در مقدمهٔ غزلیات وصف کرده‌ایم در صدر رساله نوشته شده «رسالةالنظریه» و عباراتی که در آخر رساله در این نسخه است بعین نقل میشود: «تمت الرساله فی العقل و العشق فی جواب الصدر الکامل المتبحر المحقق ملک الشعراء سعدالملة والدین النظری غفرالله له و لوالدی و کتبه العبد عبدالصمد بن محمدبن محمود اصلح الله شأنه و غفرله و لوالدی فی شهر رمضان احدی و عشرین و سبعمائه»، و باید بگوئیم که در دو نسخهٔ بسیار قدیم رسالهٔ عقل و عشق و نصیحةالملوک کتابت شده ولی رسالهٔ انکیانو درین نسخه‌ها نیست و ممکن است سقط شده باشد و این خود دلیلی دیگر بر صحت انتساب این رسائل است بشیخ سعدی. نکتهٔ که لازم است یاد کنیم اینست که مندرجات کتاب نصیحةالملوک در نسخه‌ها تقدیم و تأخیر داشت و برای اینکه جمله‌ای سقط نشود و مقابلهٔ نسخ سهل گردد مطالب را بوسیلهٔ اعداد جدا کردیم.

۲– پنج مجلس است در موعظه که بنظر ما اگر از شیخ هم باشد. در منبر یا مجلسی تقریر فرموده و دیگران بنگارش درآورده‌اند. این مجالس در نسخه‌های بسیار قدیم که در دسترس است وجود ندارد و ممکن است افتاده باشد.

۳– رسائلی که بنام «تقریرات ثلاثه» در احوال شیخ نوشته شده از اینقرار: سؤال صاحبدیوان از شیخ، ملاقات شیخ با آباقا، و رسالهٔ شمس‌الدین تازیکو که چنانکه از مندرجات آنها آشکارست دیگران در احوال شیخ نوشته‌اند و تنها اشعاری که در این رسائل گنجانده شده از شیخ است ولی مطالب این رسائل بنظر ما مشکوکست که از شیخ باشد و در نسخ معتبر و قدیم نیست.

۴– ملحقات رسائل که عبارتست از مقدمهٔ منسوب به بیستون و دیباچهٔ که بر کلیات شیخ نوشته‌اند و بدون تردید از دیگرانست.

ما این رسائل را با تقدیم و تأخیری که ترتیب آن را یاد کردیم با اینکه تردید نداریم که بخش سوم و چهارم آن از شیخ نیست در این کتاب آوردیم و چون ممکن است بعضی بخواهند این دوره کلیات را یکجا جلد کنند و رسائل را چنانکه در کلیاتهای چاپی معمول است در اول کلیات پیش از گلستان درآوردند آن را از سایر قسمت‌ها جدا ساختیم.

***

با توضیحاتی که داده شد خوانندگان توجه می‌فرمایند که از کتب و رسائل سعدی که در کلیاتهای چاپی آمده (غیر از خبیثات و هزلیات) هیچیک ترک نشده و کلیهٔ آنها در چهار مجلد بروشی که بیان کردیم بچاپ رسیده و اگر بگوئیم این دوره از سایر کلیاتهائی که تاکنون بچاپ رسیده گذشته از چگونگی و کیفیت و صحت تمامتر و کاملتر هم هست اغراق نگفته‌ایم زیرا هم غزلیات و قطعاتی را که در نسخه‌های قدیم دیده شد و در نسخه‌های چاپی نیست در این دوره ثبت کردیم و هم اشعاری را که در نسخه‌های مختلف خطی و چاپی بشیخ نسبت داده‌اند بنام «ملحقات» بآن افزوده‌ایم.

***

چند تن از دوستان بما گفته‌اند و شاید کسان دیگر هم باشند که طریقه‌ای را که ما در تنظیم کلیات بکار برده‌ایم نپسندیده‌اند ولی بعقیدهٔ ما ترتیب دادن آثار شیخ اجل بوجوه مختلف بهیچوجه مانعی ندارد زیرا کلیات را بشکلی که ما در دست داریم خود شیخ تنظیم نفرموده که اگر تصرفی در آن بشود ناروا باشد و چنانکه همه میدانند و نسخه‌های قدیم هم گواهی میدهد در موقع تنظیم اشعار شیخ بحروف تهجی تمام غزلها و رباعیات و قطعات جابجا شده و در اینصورت چه اشکال دارد که آن ترتیب بصورتی کاملتر و منظم‌تر تجدید شود؟.

تصرفی هم که ما کرده‌ایم در ترتیب عزلیات است که قدیم آنها را چهار مجموعه قرار داده بودند ولیکن هیچ معلوم نیست این تقسیم از چه وجه است زیرا غزلهای شیخ را فقط چنانکه ما کرده‌ایم بدو قسمت میتوان منقسم نمود یکی آنها که مغازله و معاشقه است و دیگر آنها که موعظه و نصیحت است از این گذشته هر غزل منظومهٔ مستقل تام و تمامی است که بهیچوجه ارتباط و بستگی بغزلهای دیگر ندارد تا تغییر ترتیب آنها تأثیری در کار داشته باشد، هیچکس هم در مطالعهٔ کلیات مقید نمیشود باینکه از آغاز طیبات شروع کرده مرتباً بآخر غزلیات قدیم منتهی کند و اگر مقصود اینست که معلوم باشد کدام غزل را قدیماً در طیبات قرار داده و کدام یک را در بدایع یا خواتیم یا غزلیات قدیم آورده‌اند ما هم این مقصود را تأمین کرده‌ایم باینکه در هر غزل نشان داده‌ایم که جزء کدام مجموعه است بنابرین گمان نمیکنیم از روشی که اختیار کرده‌ایم لطمهٔ جبران ناپذیری بآثار شیخ بزرگوار زده باشیم فقط نشان داده‌ایم که غزلیات را اینقسم نیز میتوان فراهم آورد.

***

پیش از این گفتیم که ما از انتشار کتاب «هزلیات» و «خبیثات» خودداری کردیم اینک اجمالاً لازمست در این باب بگوئیم:

هزلیات عبارتست از سه مجلس بنثر و مشتمل است بر مطالبی ناپسند و رکیک که حکایاتی هم بنام «المضاحک» باین سه مجلس افزوده شده. این کتاب در نسخه‌های قدیم که در دست ماست نیست ولی نمونهٔ از آن در نسخهٔ پاریس که تاریخ کتابت آن در سال ۷۶۷ هجریست دیده میشود.

خبیثات عبارت از حکایات و قطعاتی است منظوم که هر چند زنندگی دارد ولی طرز بیان می‌نماید که از شیخ است و در نسخه‌های قدیم هم وجود دارد. بهرحال خواه این دو کتاب از شیخ باشد یا نباشد ما چاپ آن‌ها را شایسته ندانستیم.

و نیز یاد آور میشویم که در یک نسخهٔ خطی که در دست ماست کتابی بنام «معمیات» منسوب بشیخ است. این کتاب مشتمل بر سی و یک قطعهٔ عربی و فارسی در لغز و معماست و چنانکه آقای عبدالعظیم قریب در مقدمهٔ گلستانی که بچاپ رسانده‌اند اشاره فرموده‌اند در کلیات متعلق بایشان هم این قطعات که شمارهٔ آن را ۴۲ قطعه دانسته اند وجود دارد.

دیگر از گفتنی‌ها اینکه در بعضی نسخه‌های چاپی مثنوئی بحر متقارب در اخلاق شامل دویست و یک بیت بسعدی نسبت داده شده که به «کریما» معروفست. این ابیات سست و ناچیز در هیچیک از نسخ خطی قدیم و جدید که ما در دست داریم دیده نمیشود و بظن نزدیک بیقین از شیخ اجل نیست.

در یک نسخهٔ خطی هم که اعتبار آن مورد تصدیق ما نیست قصیده‌ای بسعدی در زبانهای شهرها منسوب است و چون با نبودن نسخه‌های متعدد تصحیح آن برای ما اشکال داشت و لازم هم نمیدانستیم بعمد آن را ترک کردیم.

***

نسبت بروشی که ما در تصحیح این دوره کلیات اختیار کرده‌ایم و همچنین در توصیف نسخه‌هائی که در دست داشته‌ایم گفتنی‌ها را گفته‌ایم، و تنها چیزی که تکرار آنرا لازم می‌دانیم اینست که از دانشمندانی که چند سال نسخه‌های نفیس خود را در اختیار ما گذاشته‌اند دیگر بار سپاسگزاری و امتنان خود را اظهار داریم.

محمدعلی فروغی
مهرماه ۱۳۲۰

  1. در نسخهٔ اصل این کلمه بی‌نقطه است و علیهذا ممکن است هم نظری خوانده شود و هم نطنزی، و چون نسخهٔ که این کلمه را دارد منحصر است تصحیح آن ممکن نشد.