برگه:انقلاب ایران.pdf/۵

این برگ هم‌سنجی شده‌است.
(پ)
سرآغاز

از یکسو هوش و فر خداداد و از سوی دیگر علاقه و عشق او بفرا گرفتن قواعد دشوار و ریشه زبان‌های فارسی، عربی و هندی، جوان را مجتهدی کامل و پروفسوری تمام عیار ببار آورد.

در ۱۸۸۷ بگرفتن درجه دکتری طب نائل و در آغاز سال ۱۸۸۸ – بنا بود در بیمارستان «بارتز» بشغل جراحی گماشته گردد، که ناگهان راه دیگری را در زندگانی پیش گرفت و بکارمندی دانشکده خود برگزیده شد. چنانکه خود میگوید توانست یکسال دلپسند و خوش‌آیندی را در دیار ایران و با یاران ایرانی بگزراند.

بقول آلیس ماینز (Mines) این نوجوان جذاب، بزودی فریفته و غرق قلزم ممانی و بیان قرآن، و اشعار و تاریخ ایران گردید و با شور و شعفی که در سر و دل داشته در این دریای معانی غوطه‌ور و گنجهای پرارج فراوانی به پیشگاه ادبیات بر آن تقدیم داشته، چنانکه دوستان اروپائیش گفته‌اند - طرز فکرش بیشتر بیک دانشمند خاورمیانه همانند بوده تا بیک عنصر اروپائی. چه از همین یکسالی که در ایران گزرانده بود میتوان به حدود دلبستگیش بدین کشور که تا غروب عمر مینمایاند؛ بخوبی پی برد، زیرا نه تنها بخاطر زبان بوده، بلکه گفته‌اند، بدستور و علم سنجش زبانها اصلا دلبستگی نداشته، بلکه با زبان از آنرو خوش بوده که آنرا وسیله فهمیدن و فهماندی مقصود و آرمان مردم میدانسته و هدف او پی بردن بروش زندگی فکری و ادبی آنها بوده که برآمد آن را در سفرنامه خود شرح دهد. خود او میگوید کلمات بلند حافظ مثل این شعر که:–

  «ترا ز کنگره عرش میزنند صفیر ندانمت که در این خاکدان (یا دامگه) چه افتاده است»  

در اعماق قلبم کارگر میشد و در درون جانم جا میگرفت. چون از ایران برگشت باستادی زبان پارسی در دانشگاه گماشته شد. در آن روزگار برای نخستین بار عرفان در لندن نمودار و جامعه انگلیس بسوی تصوف خاوری کشانیده میشد. براون از این موقع بنوشتن تاریخ ادبیات و سرگذشت سخن‌سرایان ایرانی دست برد و اینها پیش‌درآمد بزرگترین آثارش یعنی «تاریخ ادبی ایران» بوده چه از جلد نخست تا چهارمین جلد که بیش از بیست سال طول کشید؛ رنج برده است[۱].


  1. در سال ۱۳۰۴ خورشیدی دوره وزارت فرهنگ شادروان نظام‌الدین حکمت (مشار الدوله) بنا به پیشنهاد جناب آقای علی‌اصغر حکمت که در آنموقع بازرس فرهنگ بوده‌اند، تصمیم بترجمه این چهار جلد کتاب تاریخ ادبی ایران گرفته شد. ترجمه جلد سوم بنام «از سعدی تا جامی» – (از قرن هفتم تا نهم دوره فرمانروائی مغول و تاتار) را خود آقای حکمت بعهده گرفته که با قلم توانا و سبک شیوای ایشان در سال ۱۳۲۷ از چاپ خارج و زیب مجموعه تاریخ ادبیات ایران گردیده است.
    جلد چهارم، چند سال پیش بقلم فاضلانه آقای رشید یاسمی – دانشمند خوش‌قریحه بچاپ رسیده ولی از جلد اول و دوم نگارنده آگاهی نداره و انگلیسی آنرا هم ندیده‌ام، خدمات این دو نویسنده بنام – در عالم مطبوعات و فرهنگ کشور، شایان تقدیر و درخور ستایش است