خاقانی (قطعات)/سرفکنده شدم چو دختر زاد

خاقانی (قطعات) از خاقانی
(سرفکنده شدم چو دختر زاد)
  سرفکنده شدم چو دختر زاد بر فلک سر فراختم چو برفت  
  بودم از عجز چون خر اندر گل بر جهان اسب تاختم چو برفت  
  ماتم عمر داشتم چو رسید عمر ثانی شناختم چو برفت  
  محنتش نام خواستم کردن دولتش نام ساختم چو برفت